پیش بینی آینده وب تا سال ۲۰۴۰ میلادی(۲)

بدون دیدگاه

پیش بینی آینده وب موضوعی است که احتمالا شما هم به آن اندیشیده اید.

در قسمت اول این نوشته در خصوص نظرات کوین کلی در خصوص ساختار وب در حال و آینده نوشتیم.

اکنون قسمت دوم مقاله تقدیم حضورتان می گردد.

موضوع دوم کاری که وب انجام می دهد اصلاح ساختار است.

 اولین مرحله  اینترنت ، ارتباط دادن کامپیوتر ها به یکدیگر بود.

شما اگر می خواستید به شبکه وصل شوید، باید یک کامپیوتر را به کامپیوتر دیگری وصل می کردید.

شما هدایت می شدید و هیچ کنترلی بر شبکه  نداشتید.

شما فقط می توانستید بسته ها را به اشتراک بگذارید.

دومین مرحله ایده صفحات پیوند خورده است.

 در مدل قدیمی، اگر می خواستم به صفحه یک شرکت هواپیمایی بروم، باید از کامپیوترم به یک سایت FTP می رفتم و سپس به یک کامپیوتر دیگر هواپیمایی.

حال اگر بخواهم در یک پرواز جا رزرو کنم، به وبسایت هواپیمایی رفته و به آن صفحه متصل می شوم.

چیزی که ما به اشتراک می گذاریم لینکها هستند، پس شما باید پذیرای لینکها باشید.

 اگر کسی بخواهد پیوندی به صفحه شما بدهد، نمی توانید جلویش را بگیرید.

باید در این ایده که پذیرا بودن ،پیوند خوردن با هرکس است، مشارکت داشته باشید.

مرحله سوم پیوند داده ها است .

ما داریم داده ها را به هم پیوند می دهیم.

 از صفحه ای به صفحه دیگر و الان از داده ای به داده دیگر.

 تفاوت این است که بجای پیوند دادن دو صفحه، در واقع داریم پیوند یک ایده در یک صفحه را به به ایده دیگری- به جای یک صفحه دیگر- متصل می کنیم.

 پس هر ایده به سادگی مورد پشتیبانی قرار میگیرد– یا حتی یک ایتم، هر اسم توسط کل وب پشتیبانی می شود.

 در سطوح ایتم ها، ایده ها ، کلمات گره گشایی می شود.

  در کنار بیرون آمدن فیزیکی به صورت یک ایده که صرفا مجازی هم نیست، واقعا به اشیا مبدل می شود.

 بعضی چیزها به صورت اطلاعات در مورد فرد خاصی گشوده می شوند .

بنابراین هر فردی یک ID منحصر به فرد خواهد داشت.

 هر فرد، هر ایتم، چیزی خواهد داشت که بسیار خاص است و او را به بازنمایی خاص آن ایده یا ایتم پیوند می دهد.

  در این حالت جدید، وقتی من پیوندی به آن ایجاد می کنم، به پرواز و صندلی مشخص خودم پیوند ایجاد کرده ام.

  به عنوان مثال- من در Pacifica زندگی می کنم ، به جای – الان Pacifica فقط یک اسم جایی روی یک وبسایت است.

 وب نمی داند که این واقعا یک شهر است، و شهر خاصی است که من در آن زندگی می کنم.

 اگر این مستقیما به وب پیوند بخورد وب می تواند آن را بخواند و بفهمد که واقعا یک مکان است.

 هر گاه این کلمه “Pacifica” را ببیند، بفهمد که واقعا یک مکان است. عرض جغرافیایی،طول جغرافیایی ، جمعیت مشخص.

معرفی خود به وب

در وب میلیاردها سایت اجتماعی وجود دارد. هر بار که وارد آنها می شوید باید بگویید که کی هستید.

  دوستان شما چه کسانی هستند. چرا باید این کار را انجام دهید؟

یکبار انجام این کار باید کافی باشد، و باید بداند که دوستان شما چه کسانی هستند.

این چیزی است که شما می خواهید، اینکه همه دوستانتان شناخته شده باشند، و شما صرفا این ارتباطات را به جاهای مختلف ببرید.

  این داده ها در مورد شما فقط باید منتقل شود.

 شما یک بار آنها را وارد کنید تا همه آنها اتفاق بیفتد.

 شما باید همه شبکه ها را داشته باشید همه ارتباطات بین تکه های داده ها.

این چیزی است که به سمت آن خواهیم رفت، جایی که به نوعی چیزها را تا این سطح بداند.

‌وب ۳.۰ ،کاری که انجام می دهد تقسیم داده ها ست.

 شما باید نسبت به اینکه داده های شما توزیع شود انعطاف پذیر باشید .

که این گامی بلندتر از این است که فقط صفحه وب خودتان را یا کامپیوترتان را به اشتراک بگذارید.

 همه چیزهایی که روی آن خواهند بود فقط صفحه ها نیستند، آنها اشیاء هستند.

هر چیزی که توضیح داده ایم، هر مصنوع و هر مکان، به طور خاص بازنمایی می شوند، و کاراکتر خاصی دارند که مستقیم می توان به آن پیوند داد.

 پس ما پایگاه داده ای از اشیاء خواهیم داشت.

بنابراین چیز چهارمی که هنوز به آن نرسیده ایم وجود دارد، که ما آن را ظرف ۱۰ سال آینده یا ۵۰۰۰ روز نخواهیم دید، اما من فکر می کنم که به سمت آن می رویم.

  به عنوان اینترنتی بین اشیاء- موقعی که من برای مشخص کردن جزییات صندلی ام در هواپیما به آن مستقیما پیوند می دهیم- همان شیئ فیزیکی جزئی از وب خواهد شد.

 ما در میانه این راه هستیم که کاملا به همه اشیاء پیوند خورده است درون جرقه نقره ای ارتباط ظریفی که دارد.

ما قرار است به هم وابسته شویم.

 آن قرار است همیشه آنجا باشد و هرچه نزدیکتر بهتر.

 اگر شما به Google اجازه دهید، سابقه جستجوهای شما را به شما می دهد.

 شخصی سازی در دنیای جدید نیازمند شفافیت کامل است.

 این هزینه است که باید پرداخت شود. اگر می خواهید شخصی سازی کامل داشته باشید، باید کاملا شفاف باشید.

 Google! من شماره موبایلم را به یاد نمی آورم، فقط کافیست از Google بپرسم.

ما آنقدر به آن وابسته شده ایم که  هم اکنون به جایی رسیده ایم که دیگر سعی نمی کنیم موضوعات را به خاطر بسپاریم- فقط آن را Google می کنیم.این آسانتر است.

ما در ابتدا با گفتن “اوه ، این وحشتناک است” با آن مخالفت می کردیم.

 اما اگر به ابن وابستگی که به فناوریهای دیگر داریم بیندیشیم مثل الفبا، و نوشتن ما کاملا به آن وابسته ایم و این تبدیل به فرهنگ شده است.

 ما نمی توانیم خودمان را بدون نوشتن و الفبا تصور کنیم.

دیگر نخواهیم توانست خودمان را بدون وجود این ماشین تصور کنیم.

چیزی که رخ می دهد نوعی ALاست،‌ نه یک AL بلکه یک AL هوشمند.

 Larry Page  گفته ، این کاری است که آنها می خواهند انجام دهند، و به همین دلیل تلاش می کنند.

 وقتی که ۶ میلیارد نفر در حال جستجو در گوگل هستند، چه کسی کی را جستجو می کند؟

 این دو طرفه است.

پس ما وب هستیم، این همان چیزی است که این شئی را تشکیل می دهد.

 ما آن ماشین خواهیم بود. پس ۵۰۰۰ روز بعدی- فقط “وب اما کمی بهتر” نیست.

در ۵۰۰۰ روز بعد این فقط بهتر شدن وب نیست، بلکه شیئ متفاوتی است.

 شیئی باهوش تر خواهد بود. درون خود هوشمندی دارد که مجددا خودآگاه نیست.

اما به شکل خوبی کاری که ما انجام می دهیم را دنبال می کند.

 ثانیا، بیشتر شخصی می شود. ما را می شناسد و این خوب است.

 مجددا این به قیمت شفافیت است.

 ثالثا ، بیشتر در دسترس خواهد بود و از دیدگاه بایگانی کردن کل محیط، ما در میانه راه خواهیم بود.

همه این ابزارها درگاهی به آن خواهند بود.

فقط به “وب، فقط کمی بهتر” فکر نکنید، بلکه مرحله جدیدی در حال توسعه است.

جهانشمول تر به نظر می رسد، و اگر تمامیت آن را در نظر بگیرید این یک ماشین عظیم و قابل اتکا است، قابل اتکا تر از اجزای تشکیل دهنده آن.

البته ما می توانیم در مورد آن به عنوان نوعی موجود زنده فکر کنیم.

بنابراین وقتی بدان بهتر پاسخ می دهیم که آن را یک سیستم کامل بشماریم.

بیشتر از موقعی که تنها آن را یک موجود زنده بزرگ بدانیم ما با آن در تعامل خواهیم بود.

این همان “یکی” است. این یگانگی است که شروع به شکل گرفتن کرده.

برای انجام دادن، برای به عمل درآوردن، تنها یک ماشین وجود دارد و سیستم عامل آن وب است.

همه صفحه ها به “یکی ” نگاه می کنند.

 هیچ بایتی خارج از وب زندگی نخواهد کرد. تقسیم کردن به معنی به دست آوردن است.

باید بگذاری “یکی” آن را بخواند. باید قابل خوانده شدن توسط ماشین باشد.

 شما می خواهید چیزی بسازید که ماشین بتواند بخواند.

و آن “یکی” ما هستیم، ما آن “یکی” هستیم



برچسب‌ها:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *